دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

61

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

مورد بحث ، واژهء « نطفه » است . فيومى مىنويسد : « النطفة ماء الرجل و المرأة » و جمع آن « نطف » مىآيد و همين‌طور « نطاف » ، مثل « برمة » و « برم » و « برام » . از جنس نطفه كه فعلى استعمال نشده است . « 1 » طريحى نيز مىنويسد : « و النطفة - بالضمّ - الماء الصافي ، قلّ أو كثر . » « 2 » از بررسىهاى لغوى به‌دست مىآيد كه نطفه ، فقط منى مرد نيست ، بلكه علاوهء بر منى مرد ، تخمك زن را نيز شامل مىشود ؛ يعنى نطفه از دو جزء است : آب مرد و تخمك زن . به عبارت علمى و روشن‌تر ، نطفه همان « اوول » و « اسپرم » است ؛ يعنى تخمك مرد و تخمك زن . از نظر طبى در اين مطلب جاى شك نيست كه بچّه از دو جزء متولد مىشود و تكوين او از « اوول » و « اسپرم » است ؛ بنابراين نطفه از هر دو پديد مىآيد و شايد در آيهء شريفه كه فرمود : مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ « 3 » به همين حقيقت اشاره كرده است . علامهء طباطبايى در اين‌باره مىنويسد : كلمهء « امشاج » جمع « مشج » و « مشج » و « مشيج » به معناى « مخلوط » ، بر همين مطلب دلالت مىنمايد . « 4 » حاصل سخن آنكه كلمهء نطفه همان آب صاف و خالص است و شايد به نطفه نيز بدان جهت نطفه گفته شده ، كه چكيده و خالص وجود انسان و عصاره آب‌هاى بدن انسان است ؛ به همين جهت ، بدن آدم سست مىشود و انسان با خروج منى احساس فترت مىكند ، و فتور را از علايم خروج منى دانسته‌اند . « 5 » فقه الحديث از اين روايت برمىآيد كه قرار دادن نطفه ، در رحم زن اجنبى كيفرى سخت دارد و

--> ( 1 ) . مصباح المنير ، ص 476 . ( 2 ) . مجمع البحرين ، ج 5 ، ص 125 . ( 3 ) . دهر ( 76 ) آيهء 2 . ( 4 ) . الميزان ، ج 20 ، ص 121 ؛ مصطفى مراغى ، تفسير المراغى ، ج 29 ، ص 160 ؛ محمد بن عمر فخر رازى ، مفاتيح الغيب ، ج 30 ، ص 236 . ( 5 ) . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 37 .